جرایم حدی چه جرایمی هستند-بخش دوازدهم -همراه با فایل صوتی

در پست قبل به بیان این موضوع پرداختیم که در ارتباط با تعدد جرم مساحقه ، تأثیری در مجازات نداشته و هرگاه فردی چندباراین عمل را تکرار نماید، بدون اینکه حد بر وی جاری شود، فقط مستحق یک بار اجرای حد «صد ضربه شلاق »است. ماده ١٣١ قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 تکرار مساحقه برای بار چهارم را مستوجب قتل دانسته است. مطابق تبصره ماده ١٣۱ همین قانون ،حد مساحقه درخصوص فاعل و مفعول مساوی است. فاعل کسی است که فرج خود را بر دیگری میمالد ودیگری مفعول است.همچنین به بررسی راههای اثبات و سقوط حد مساحقه پرداختیم .با عنایت به ماده 242 قانون مجازات اسلامی به بیان جرم قوادی پرداختیم و دانستیم مقصود از قوادی این است که به هم رساندن دویا چند نفر براي زنا یا لواط ...

حد قوادی:

مطابق با ماده 243 ق. م.ا حد قوادی برای مرد هفتاد و پنج ضربه شلاق است و برای بار دوم علاوه بر هفتاد و پنج ضربه شلاق به عنوان حد، به تبعید تا یك سال نیز محكوم می شود كه مدت آن را قاضی مشخص می كند و برای زن فقط هفتاد و پنج ضربه شلاق است.

نکته :مطابق با ماده 244 قانون مجازات اسلامی مصوب1392 كسی كه دو یا چند نابالغ را برای زنا یا لواط به هم برساند مستوجب حد نیست لكن به سی و یک تا هفتاد و چهار ضربه شلاق و حبس تعزیری درجه شش محكوم می شود.

6.قذف:

مطابق با ماده 245 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 قذف به صورت زیر بیان شده است:

قذف عبارت است از نسبت دادن زنا یا لواط به شخص دیگر هرچند مرده باشد.

قذف در لغت به معنی افكندن و انداختن است. مرتكب این جرم را قاذف ومجنی علیه را مقذوف می نامند.

جرایم حدی چه جرایمی هستند-بخش دوازدهم -همراه با فایل صوتی


توهین در لغت به معنای خوار و خفیف کردن شخصی با استفاده و کاربرد بعضی الفاظ می باشد. نقطه اشتراک میان جرم توهین و جرم قذف تحت شعاع قرار گرفتن آبرو و حیثیت افراد است ولی دایره مصادیق آن به کلی متفاوت است. به عنوان مثال هر لفظ یا فحشی که به ناموس مردم خطاب داشته باشد و در واقع نسبتی ناروا به مخاطب خود داشته باشد، قطع به یقین توهین و هتک حرمت صورت گرفته است اما الزاما جرمی تحت عنوان جرم قذف صورت نپذیرفته است. به موجب تعریف ماده 245 بخش حدود قانون مجازات اسلامی جرم قذف به معنای این است که کسی به دیگری زنا یا لواط را در مقام تخاطب نسبت داده باشد. از نظر جرم انگاری این ماده تفاوتی در مرده یا زنده بودن مخاطب این نسبت ناروا وجود ندارد.

عنصر قانونی جرم قذف:

ماده ی 245 قانون مجازات اسلامی به بیان عنصر قانونی جرم قذف پرداخته است.

عنصر مادی جرم قذف:

نسبت دادن زنا یا لواط به قدر كافی صریح باشد؛ در این خصوص لازم است كه گوینده به معانی و مفاهیم الفاظی كه ادا می كند، آگاه باشد؛ هر چند كه شنونده معنای آن را نداند. در ماده 246 قانون مجازات اسلامی امده است که: قذف باید روشن و بدون ابهام بوده، نسبت دهنده به معنای لفظ آگاه و قصد انتساب داشته باشد گرچه مقذوف یا مخاطب در حین قذف از مفاد آن آگاه نباشد.

تبصره- قذف علاوه بر لفظ با نوشتن، هرچند به شیوه الكترونیکی نیز محقق می شود.

2.مجنی علیه قذف، معین باشد؛ ممكن است در قذف طرف خطاب، خود مخاطب باشد، مثل این كه كسی به دیگری بگوید: تو مرتکب زنا شده ای و ممكن است كه قذف متوجه شخص ثالثی باشد، مثل این كه كسی به دیگری بگوید: برادرت مرتكب لواط شده است كه در این حالت شخص قاذف نسبت به او نسبت زنا داده است و محکوم به حد قذف می شود و نسبت به مخاطب كه به واسطه این دشنام اذیت شده تعزیر می شود.




نظرات کاربران


درباره ما تماس با ما همکاری با ما
logo-samandehi