مالکیت ، عقود و قرارداد ها | قراردادها | اختیار فسخ قراردادها

همه چیز در رابطه با انواع خیارات فسخ قرارداد - بخش چهل و یکم بیان سایر مسائل مرتبط به خیار تبعض صفقه-همراه با فایل صوتی

ماده 441 قانون مدنی در خصوص خیار تبعض صفقه بیان میدارد که خیار تبعض صفقه وقتی حاصل میشود که عقد بیع نسبت به بعض مبیع به جهتی از جهات باطل باشد . در این صورت مشتری حق خواهد داشت بیع را فسخ نماید یا نسبت به قسمتی که بیع واقع شده است قبول کند و نسبت به قسمتی که بیع باطل بوده است ثمن را استرداد کند.درخصوص خیار تبعض صفقه لازم به ذکر است که خیار تبعض صفقه هم در عین معین وجود دارد هم در عین کلی.نکته دیگر اینکه خیار تبعض صفقه فوری نمیباشد.

2.خیار تبعض صفقه فوری نمیباشد.

خیار تبعض صفقه فوری نمیباشد زیرا قانون حکم به فوریت آن نکرده و اصل بقای حق میباشد ،بنابراین صاحب خیار میتواند با تاخیر حق خود را اعمال کند مگر اینکه تاخیر در اعمال خیار به اندازه ای باشد که عرفا اسقاط خیار تلقی شود.

3.خیار تبعض صفقه برای جلوگیری از ورود ضرری است که در نتیجه ی تجزیه ی معامله به طرف قرارداد میرسد.

در نتیجه هنگامی که خریدار با اطلاع از وضعیت معامله به انجام آن اقدام میکند ،ضرر را خود پذیرا میشود و مطابق قاعده حق فسخ معامله را ندارد .

ماده 443 قانون مدنی مقرر میدارد که :

تبعض صفقه وقتی موجب خیار است که مشتری در حین معامله عالم به آن نباشد ولی در هر حال ثمن تقسیط می شود.

بنابراین خیار تبعض صفقه وقتی که خریدار در زمان عقد اگاه از تجزیه ی مبیع نباشد ایجاد میشود.پس اگر شخصی مال خود و دیگری را باهم بفروشد و خریدار با این امید که صاحب بخشی از مبیع را راضی سازد آن را بخرد و برخلاف انتظار او ،مالک آن بخش از معامله را رد کند و حکم به بطلان آن بگیرد ،نمیتواند نسبت به بخشی که ملک فروشنده بوده است بیع را فسخ کند

همه چیز در رابطه با انواع خیارات فسخ قرارداد - بخش چهل و یکم بیان سایر مسائل مرتبط به خیار تبعض صفقه-همراه با فایل صوتی


4.خیار تبعض صفقه فقط در معاملات معوض محقق میشود

همانطور که بیان شد دلیل عمده ی خیار ،جلوگیری از ضرر ناروای طرفی است که معامله به زیان او تجزیه و به دو بخش باطل و صحیح تقسیم شده است و این فقط در معاملات معوض محقق میشود ولی در عقد رایگان انچه به طرف قرارداد میرسد ،تنها سود و عایدی است و بطلان قرارداد نسبت بخشی از موضوع تنها از این سود میکاهد،بدون اینکه ضرری ناخواسته به بار اورد.

برای مثال اگر شخص خانه ی خود را به پسرش ببخشد و معلوم شود که نیمی از آن به دیگری تعلق دارد ،پسر خیار تبعض صفقه پیدا نمیکند ،زیرا د ر این فرض هرچند شریک بودن پدر واهب با دیگری باعث کاستن از موضوع هبه میشود و نقص در تملیک مال است ،ولی فسخ نیم دیگر هبه توسط پسر باعث میشود که او هیچ مالی به دست نیاورد و به ضرر او میباشد.




نظرات کاربران


درباره ما تماس با ما همکاری با ما
logo-samandehi