ديه مقدار، مال معيني است كه در شرع مقدس به سبب جنايت غيرعمدي بر نفس، عضو يا منفعت، يا جنايت عمدي در مواردي كه به هر جهتي قصاص ندارد، مقرر شده است.
@article145@
@article146@
@article147@
@article149@
@article150@
@article151@
@article152@
@article153@
@article154@
@article155@
@article156@
قطع نخاع دیه کامل و قطع جزئی از آن به نسبت مساحت عرض، دیه دارد.
ماده 649 قانون مجازات اسلامی: هرگاه قطع نخاع موجب عیب عضو دیگر شود، حسب مورد دیه یا ارش آن عضو بر دیه نخاع افزوده می شود.
از بین بردن دو کپل به نحوی که به استخوان برسد، دیه کامل و هر کدام از آنها، نصف دیه کامل و قسمتی از آن، به همان نسبت دیه دارد.
ماده 651قانون مجازات اسلامی در ارتباط با جراحت شکستگی دنبالچه بیان میدارد که:
شکستن استخوان دنبالچه، موجب ارش است مگر آنکه جنایت مزبور باعث شود مجنیٌ علیه قادر به ضبط مدفوع نباشد که در این صورت دیه کامل دارد و اگر قادر به ضبط مدفوع باشد ولی قادر به ضبط باد نباشد، ارش آن نیز پرداخت می شود.
ماده ی652 قانون مجازات اسلامی در ارتباط با صدمه ی وارد بر قسمت حد فاصل بین مقعد و بیضه ها بیان میدارد که : هرگاه صدمه ای که به حد فاصل بیضه ها و مقعد وارد شده است ،موجب عدم ضبط ادرار یا مدفوع یا هردو گردد، یک دیه کامل دارد.
ماده 653 قانون مجازات اسلامی در این باره بیان داشته است که : دیه شکستن هریک از دنده های محیط به قلب که از آن حفاظت می کند، یک چهلم دیه کامل و دیه شکستن هریک از دنده های دیگر، یک صدم دیه کامل میباشد.
تبصره - کندن دنده موجب ارش است.
ماده 654 قانون مجازات اسلامی : دیه موضحه هریک از دنده ها، یک چهارم دیه شکستن آن، دیه ترک خوردن هریک از دنده های محیط به قلب، یک هشتادم دیه کامل، و دیه دررفتگی آن، هفتونیم هزارم دیه کامل است. دیه ترک خوردن هریک از دندههای دیگر هفت هزارم دیه کامل و دیه دررفتگی آنها پنج هزارم دیه کامل است.
ماد ه 655 قانون مجازات اسلامی: قطع و از بین بردن دو استخوان ترقوه، موجب دیه کامل و هر کدام از آنها، موجب نصف دیه کامل است.
ماده 656 قانون مجازات اسلامی: شکستن هریک از استخوان های ترقوه درصورتی که بدون عیب درمان شود، موجب چهار درصد دیه کامل و در صورتی که درمان نشود و یا با عیب درمان شود، موجب نصف دیه کامل است.
ماده 657 قانون مجازات اسلامی :دیه ترک خوردن هریک از استخوان های ترقوه، سی ودو هزارم، دیه موضحه آن، بیست و پنج هزارم، دیه دررفتگی آن، بیست هزارم و دیه سوراخ شدن آن، ده هزارم دیه کامل است.
ماده 658 قانون مجازات اسلامی در خصوص ازاله ی بکارت بیان میدارد که :
هرگاه ازاله بکارت غیرهمسر با مقاربت یا به هر وسیله دیگری و بدون رضایت صورت گرفته باشد موجب ضمان مهرالمثل است.
تبصره 1- هرگاه ازاله بکارت با مقاربت و با رضایت انجام گرفته باشد چیزی ثابت نیست.
تبصره 2- رضایت دختر نابالغ یا مجنون یا مکرَهی که رضایت واقعی به زنا نداشته در حکم عدم رضایت است.
ماده 659 قانون مجازات اسلامی :هرگاه به همراه ازاله بکارت جنایت دیگری نیز بهوجود آید مانند آنکه مثانه آسیب دیده و شخدص نتواند ادرار خود را ضبط کند، جنایت مزبور حسب مورد دیه یا ارش جداگانه دارد
نکته: ساییدگی ، خراشیدگی پارگی پرده ی بکارت را که توام با تورم و خون مردگی و جاری شدن خون است ازاله ی بکارت می نامند.
باید توجه داشت که خونریزی شرط ازاله ی بکارت نیست وهمچنین عدم خونریزی در هنگام دخول به معنای ازاله ی بکارت در گذشته نیست.
دیه ی پرده ی بکارت یا از بین رفتن آن از نظر علمی نقص عضو محسوب نمیگردد ولی در قوانین مجازات در همه کشورها ازاله ی بکارت در موارد جنسی که موجب شکایت گردد، مجازات سنگینی دارد. جریمه ی ازاله بکارت در موارد غیر جنسی، مانند تصادفات یا حوادث نیز در قوانین مجازات اسلامی پیش بینی شده است.
با توجه به موازین شرعی و قانونی ارش البکاره برابر یک مهر المثل است که در تمام موارد با نظر کارشناس تعیین می گردد. اگر میزان مهرالمثل بیش از دیه ی کامل زن باشد، بیشتر از یک دیه ی پرده ی بکارت کامل تعلق نمیگیرد و محاسبه نخواهد شد.
از آنجایی که شکایت از ازاله بکارت یک امر کیفری است یعنی جرم است ومجازات دارد دختر باید به عنوان شاکی شکایت خود را در دادسرا مطرح کند با طرح شکایت، برای مرد احضاریه اعلام می شود و مرد در مراحل اولیه جلب نخواهد شد و پس از انجام تحقیقات مقدماتی پرونده به دادگاه ارسال می شود سپس، از طرفین دعوت می شود برای بیان دلایل و دفاعیات خود حاضر شوند. اظهارت طرفین می تواند با اماراتی همراه باشد برای مثال پیامکها و یا چت های دختر و پسر در فضای مجازی که در این باره صحبت شده است یا اگر شاهدی وجود داشته باشد سپس قاضی با درنظر گرفتن اظهارنظر پزشکی قانونی حکم صادر میکند. این حکم می تواند محکومیت مرد به پرداخت مهر المثل یا مهرالمثل و دیه جنایت مازاد باشد و یا اینکه ازاله بکارت ثابت و مرد محکوم نشود.
زمانی که دختر برای چک کردن ازاله بکارت به پزشکی قانونی مراجعه می کند، پزشکی قانونی بعد از بررسی در گواهی خود که باید به دادگاه تقدیم کند، مواردی را قید می کند در هنگام تجاوز آسیب های مختلفی رخ می دهد: اولین آسیب، آسیب های ناشی از ازاله بکارت است که جراحات سطحی پوست است و معمولاً بعد از گذشت ۱۰ الی ۱۵ روز التیام خواهند یافت پس اگر فرد طی این مدت معاینه شود تعیین تاریخ ازاله بکارات مقدور خواهد بود.
تعیین تاریخ ازاله بکارت از دو هفته تا یک ماه پس از وقوع ازاله بکارت با توجه به سیر التیام امکان دارد ولی پس از تشکیل نسج التیامی تعیین تاریخ مقدور نیست زیرا در التیام کامل پرده ازاله شده ممکن است بیش از یک ماه تا چند سال از پارگی پرده گذشته باشد.بنابراین، بهتر است حداقل تا ۲۴ ساعت بعد از وقوع تجاوز، دختر به پزشکی قانونی مراجعه کند.آسیب بعدی، آسیب در دختران خردسال است که معمولان دخول جنسی با پارگی دهانه مهبل آسیب های شدید مجرای تناسلی به دلیل پارگی پرینه همراه است و حتی ممکن است موجب مرگ شود. همچنین، گاهی به دلیل عمیق بودن محل استقرار پرده بکارت یا دخول ناکامل ممکن است پرده بکارت آسیب نبیند در این مورد دختر صادقانه می گوید که مورد تجاوز و دخول قرار گرفته است ولی معاینه پزشکی علائم دخول و ازاله بکارت را نشان نمی دهد.در این حالت از روی تجسس ترشحات دهانه مهبل باید به جستجوی ترکیبات مایع منی فرد متجاوز یا آثار دیگر ناشی از تجاوز پرداخت که باز هم از طریق پزشکی قانونی قابل اثبات خواهدبود و آسیب دیگر، حاملگی است که یکی از عوارض دیررس تجاوز جنسی در دوشیزگان و بانوان است گواهی پزشکی قانونی وآزمایشات دی ان ای جنین میتواند در این خصوص بعنوان اماره برای قاضی در تصمیم گیری موثر باشد.
اگر مرد وعده ازدواج بدهد و این وعده همراه با حیله و نیرنگ، تهدید یا سوءاستفاده باشد و دختر با این روش مجبور به هم خوابی شود، علاوه بر مهرالمثل ازاله بکارت، سایر خسارت های مادی و معنوی را نیز می توانداز مرد بگیرد. از جمله زیان های معنوی می توان به آبروریزی که رخ داده و یا تاثیرات روانی که در روح و روان دختر برجای گذاشته یا همچنین لطمه ای که به موقعیت اجتماعی، شغلی یا تحصیلی دختر وارد شده، اشاره کرد.
درصورت ثبوت زیان های معنوی، می توان با جریمه مالی مرد را بدان محکوم کرداین امر را می توان از ماده ۹ قانون مسئولیت مدنی به دست آورد که: دخترى که در اثر اعمال حیله یا تهدید و یا سوء استفاده از زیر دست بودن حاضر براى همخوابگى نامشروع شده مى تواند از مرتکب علاوه بر زیان مادى مطالبهء زیان معنوى هم بنماید
مهلت پرداخت دیه در جرایم عمدی یکسال قمری از تاریخ وقوع جرم است. این مهلت در جرایم شبه عمد و غیر عمد به دوسال و در جرایم خطای محض به سال افزایش پیدا می کند
ماده 660 قانون مجازات اسلامی در خصوص افضای همسر بیان میدارد که :
افضای همسر به ترتیب ذیل موجب ضمان است:
الف- هرگاه همسر، بالغ و افضاء به سببی غیر از مقاربت باشد، دیه کامل زن باید پرداخت شود.
ب- هرگاه همسر، نابالغ و افضاء به سبب مقاربت جنسی باشد علاوه بر تمام مهر و دیه کامل زن، نفقه نیز تا زمان وفات یکی از زوجین بر عهده زوج است هر چند او را طلاق داده باشد..
تبصره - افضاء عبارت از یکی شدن دو مجرای بول و حیض یا حیض و غائط است.
تاثیر هریک از آسیبها (قطع کردن، از بین بردن، آسیب به باروری و ...) در میزان دیه اندام تناسلی و بیضه با توجه به نسبت آن به کل دیه محاسبه میشود. در شرایطی که حدود و اندازه دیه اندام تناسلی و بیضه در قوانین مشخص نشده باشد، به آن نوع آسیب ارش تعلق میگیرد.
ماده 661 قانون مجازات اسلامی در خصوص بیضه و جراحات وارد بر آن بیان میدارد که: قطع و از بین بردن اندام تناسلی مرد تا ختنه گاه و یا بیشتر از آن، موجب دیه کامل است و در کمتر از ختنه گاه به نسبت ختنه گاه محاسبه و به همان نسبت دیه پرداخت می شود.
تبصره ۱- در این حکم تفاوتی بین اندام کودک، جوان، پیر، عقیم و شخصی که دارای بیضه سالم یا معیوب یا فاقد بیضه است، وجود ندارد.
تبصره ۲- هرگاه با یک ضربه تا ختنه گاه از بین برود و سپس مرتکب یا شخص دیگری باقیمانده یا قسمتی دیگر از اندام تناسلی را از بین ببرد، نسبت به ختنه گاه، دیه کامل و در مقدار بیشتر، ارش ثابت است.
تبصره ۳- هرگاه قسمتی از ختنه گاه را شخصی و قسمت دیگر از ختنه گاه را شخص دیگری قطع کند، هریک به نسبت مساحتی که از ختنه گاه قطع کرده اند، ضامن میباشند و چنانچه شخصی قسمتی از ختنه گاه را قطع کند و دیگری باقیمانده ختنه گاه را به انضمام تمام یا قسمتی از اندام تناسلی قطع کند، نسبت به جنایت اول، دیه به مقدار مساحت قطع شده از ختنه گاه و نسبت به جنایت دوم، ارش مقدار قطع شده از اندام تناسلی ثابت است.
ماده 662 قانون مجازات اسلامی: قطع اندام تناسلی فلج، موجب یک سوم دیه کامل و فلج کردن اندام سالم موجب دوسوم دیه کامل است لکن در قطع اندام عنّین ثلث دیه کامل ثابت است.
تبصره ـ قطع قسمتی از اندام فلج به نسبت تمام اندام تناسلی، خواه قسمت مقطوع ختنه گاه باشد خواه غیر آن دیه دارد
ماده 663 قانون مجازات اسلامی: قطع و از بین بردن هر یک از دو طرف اندام تناسلی زن، موجب نصف دیه کامل زن است و قطع و از بین بردن بخشی از آن، به همان نسبت دیه دارد. در این حکم فرقی میان باکره و غیرباکره، خردسال و بزرگسال سالم و معیوب از قبیل رتقاء و قرناء نیست
نکته: قرن یا قرناء ، عبارت است از استخوان یا گوشت زائدی كه در آلت تناسلی زن كه مانع نزدیكی شوهر با او می گردد. مقصود از رتقاء،نوعی دیگر از قرن رَتَق به فتح راء و تاء است كه در فرج زن گوشت به نحوی روئیده باشدكه محل و منفذی برای دخول آلت تناسلی مرد در آن وجود نداشته باشد.
ماده664قانون مجازات اسلامی: افضای غیرهمسر، به ترتیب ذیل موجب ضمان است:
الف- هرگاه افضاءشده نابالغ یا مکرَه بوده و افضاء به سبب مقاربت باشد، علاوه بر مهرالمثل و دیه کامل زن، درصورت ازاله بکارت، ارش البکاره نیز ثابت خواهد بود و اگر افضاء به غیرمقاربت باشد، دیه کامل زن و درصورت ازاله بکارت، مهرالمثل نیز ثابت است
ب- هرگاه افضاء با رضایت زن بالغ و از طریق مقاربت انجام گرفته باشد، تنها پرداخت دیه کامل زن ثابت خواهد بود
پ- افضای ناشی از وطی به شبهه علاوه بر مهرالمثل و دیه، درصورت ازاله بکارت، موجب ارش البکاره نیز می باشد
ماده665 قانون مجازات اسلامی: قطع دو بیضه یکباره دیه کامل و قطع بیضه چپ، دو ثلث دیه و قطع بیضه راست، ثلث دیه دارد
تبصره فرقی در حکم مذکور بین جوان و پیر و کودک و بزرگ و عنین و سالم و مانند آن نیست.
ماده 666 قانون مجازات اسلامی در خصوص تورم بیضه بیان میدارد که: دیه ورم کردن یک بیضه، دو دهم دیه کامل است و اگر تورم مانع راه رفتن مفید شود دیه آن هشت دهم دیه کامل است.
ماده667قانون مجازات اسلامی: قطع بیضه ها یا اندام تناسلی مردانه خنثای ملحق به مرد، موجب دیه کامل است. قطع بیضه ها یا اندام تناسلی مردانه خنثای مشکل یا ملحق به زن، موجب ارش است.
ماده668 قانون مجازات اسلامی :از بین بردن عانه مرد یا زن، موجب ارش است.
ماده 669قانون مجازات اسلامی در خصوص دیه ی پستان میگوید: قطع و از بین بردن هریک از دو پستان زن، موجب نصف دیه کامل زن و از بین بردن مقداری از آن به همان نسبت موجب دیه است و اگر همراه با از بین رفتن تمام یا بخشی از پستان مقداری از پوست یا گوشت اطراف آن هم از بین برود یا موجب جنایت دیگری گردد، علاوه بر دیه پستان، دیه یا ارش جنایت مزبور نیز باید پرداخت شود.
ماده670قانون مجازات اسلامی: در قطع کردن شیر پستان زن یا از بین بردن قدرت تولید شیر یا متعذر کردن خروج شیر از پستان و یا ایجاد هر نقص دیگری در آن، ارش ثابت است
منظور از منفعت آن استفاده و بهره ای است که می توان از هر یک از اعضای بدن انتظار داشت؛ از جمله حواس ۵ گانه. به طور طبیعی همه ی ما از چشم انتظارِ دیدن، از گوش انتظارِ شنیدن و از بینی انتظارِ بوییدن داریم. از بین بردن هریک از منافع یا حواس ۵ گانه ی مهم (دیدن، شنیدن، بوییدن) به طور کامل دیه ی کامل دارد اما اگر اهمیت آن منافع یا حس کم باشد طبیعتا دیه ی کمتر یا ارش تعلق می گیرد. مثلا طبق قانون از بین بردنِ حس چشایی ارش دارد
ماده 671 قانون مجازات اسلامی در این خصوص بیان میدارد که : ادله اثبات دیه منافع، همان ادله اثبات دیه اعضاء است. در موارد اختلاف میان مرتکب و مجنیٌ علیه در زوال منفعت یا نقصان آن، چنانچه از طریق اختبار و آزمایش، اقرار، بینه، علم قاضی یا قول کارشناس مورد وثوق، زوال یا نقصان منفعت ثابت نشود در صورت تحقق لوث، مجنیٌ علیه می تواند با قسامه به نحوی که در دیه اعضاء مقرر است، دیه را ثابت کند و چنانچه نسبت به بازگشت منفعت زائل یا ناقص شده اختلاف باشد دیه با یک سوگند مجنیٌ علیه ثابت می شود و نیازی به قسامه نیست.
ماده672قانون مجازات اسلامی: در مواردی که نظر کارشناسی بازگشت منفعت زائل یا ناقص شده در مدت معینی باشد چنانچه مجنیٌ علیه قبل از مدت تعیین شده فوت کند دیه ثابت می شود.
ماده673قانون مجازات اسلامی: هرگاه جنایتی که موجب زوال یکی از منافع شده است، سرایت کند و سبب مرگ مجنیٌ علیه شود دیه منفعت در دیه نفس تداخل می کند و تنها دیه نفس قابل مطالبه است.
ماده674 قانون مجازات اسلامی : هرگاه در مهلتی که به طریق معتبری برای بازگشت منفعت زائل یا ناقص شده، تعیین گردیده، عضوی که منفعت، قائم به آن است از بین برود، به عنوان مثال چشمی که بینایی آن به طور موقت از بین رفته است از حدقه بیرون بیاید، مرتکب، فقط ضامن ارش زوال موقت آن منفعت است و چنانچه از بین رفتن آن عضو به سبب جنایت شخص دیگر باشد مرتکب دوم، ضامن دیه کامل آن عضو می باشد.
مطابق با ماده 675 قانون مجازات اسلامی ، زائل کردن عقل موجب دیه کامل و ایجاد نقص در آن موجب ارش است، خواه جنایت در اثر ایراد ضربه و جراحت و خواه ترساندن و مانند آن باشد.
تبصره- در صورتی که مجنیٌ علیه دچار جنون ادواری شود ارش ثابت است.
ماده 676قانون مجازات اسلامی : در زوال و نقصان حافظه و نیز اختلال روانی در صورتی که به حد جنون نرسد ارش ثابت است.
ماده677 قانون مجازات اسلامی : جنایتی که موجب زوال عقل یا کم شدن آن شود هرچند عمدی باشد حسب مورد، موجب دیه یا ارش است و مرتکب قصاص نمی شود
ماده 678 قانون مجازات اسلامی :هرگاه در اثر صدمه ای مانند شکستن سر یا صورت، عقل زائل شود یا نقصان یابد، هریک دیه یا ارش جداگانهای دارد.
ماده 679 قانون مجازات اسلامی:هرگاه در اثر جنایتی عقل زائل گردد و پس از دریافت دیه کامل عقل برگردد، دیه مسترد و ارش پرداخت می شود.
ماده 680 قانون مجازات اسلامی :هرگاه در اثر جنایتی مجنیٌ علیه بیهوش شود و به اغماء برود، چنانچه منتهی به فوت او گردد، دیه نفس ثابت می شود و چنانچه به هوش آید، نسبت به زمانی که بیهوش بوده، ارش ثابت می شود و چنانچه عوارض و آسیب های دیگری نیز به وجود آید، دیه یا ارش عوارض مزبور نیز باید پرداخت شود.
ماده 681 قانون مجازات اسلامی :
جنایت بر کسی که در اغماء یا بیهوشی و مانند آن است از جهت احکام مربوط به قصاص و دیه، جنایت بر شخص هوشیار محسوب می شود.
ماده 682 قانون مجازات اسلامی در خصوص از بین بردن شنوایی بیان میدارد که :از بین بردن شنوایی هر دو گوش دیه کامل و از بین بردن شنوایی یک گوش نصف دیه کامل دارد هرچند شنوایی دو گوش به یک اندازه نباشد.
ماده 683 قانون مجازات اسلامی : از بین بردن شنوایی گوش شنوای شخصی که یکی از گوشهای او نمی شنود، موجب نصف دیه کامل است
ماده 684قانون مجازات اسلامی :در خصوص کاهش شنوایی بیان میدارد که : کاهش شنوایی درصورتی که مقدار آن قابل تشخیص باشد به همان نسبت دیه دارد.
ماده 685 قانون مجازات اسلامی : هرگاه با قطع یا از بین بردن گوش و یا هر جنایت دیگری شنوایی از بین برود یا نقصان یابد هریک از جنایتها، دیه یا ارش جداگانه دارد
ماده 686قانون مجازات اسلامی: هرگاه در اثر جنایتی در مجرای شنوایی، نقص دائمی ایجاد شود به نحوی که به طور کامل مانع شنیدن گردد، دیه شنوایی ثابت است و درصورتی که نقص موقتی باشد ارش تعیین می شود
ماده 687 قانون مجازات اسلامی :در خصوص کر شدن کودکی که زمان سخن گفتنش فرا نرسیده است بیان میدارد که: هرگاه کودکی که زمان سخن گفتن او فرا نرسیده است در اثر کرشدن نتواند سخن بگوید و یا کودکی که تازه زمان سخن گفتن او فرا رسیده است در اثر کر شدن نتواند کلمات دیگر را یاد گیرد و بر زبان آورد، علاوه بر دیه شنوایی، دیه یا ارش زوال یا نقص گفتار نیز، حسب مورد ثابت می شود
ماده 688 قانون مجازات اسلامی : هرگاه در اثر جنایتی حس شنوایی و گویایی، هر دو از بین برود، هرکدام یک دیه کامل دارد.
ماده 689 قانون مجازات اسلامی :در خصوص از بین بردن بینایی چشمها بیان میدارد که : از بین بردن بینایی هر دو چشم دیه کامل و از بین بردن بینایی یک چشم نصف دیه کامل دارد
تبصره- چشمهایی که بینایی دارند در حکم مذکور یکسان هستند هرچند میزان بینایی آنها متفاوت باشد یا از جهات دیگر مانند شب کوری و منحرف بودن با هم تفاوت داشته باشند
ماده 690 قانون مجازات اسلامی: کاهش بینایی، درصورتی که مقدار آن قابل تشخیص باشد به همان نسبت دیه دارد و چنانچه قابل تشخیص نباشد، موجب ارش است.
ماده 691 قانون مجازات اسلامی :در خصوص از بین بردن بینایی فردی که فقط یک چشم بینا دارد، بیان میکند که : از بین بردن بینایی چشم کسی که فقط یک چشم بینا دارد و چشم دیگرش نابینای مادرزادی بوده و یا در اثر علل غیرجنایی از بین رفته باشد، موجب دیه کامل است لکن اگر چشم دیگرش را در اثر قصاص یا جنایتی که استحقاق دیه آن را داشته است، از دست داده باشد، دیه چشم بینا، نصف دیه کامل می باشد.
ماده 692 قانون مجازات اسلامی : از بین بردن یا بیرون آوردن چشم از حدقه فقط یک دیه دارد و از بین رفتن بینایی، دیه دیگری ندارد لکن اگر در اثر صدمه دیگری مانند شکستن سر، بینایی نیز از بین برود یا نقصان یابد، هرکدام حسب مورد دیه یا ارش جداگانه دارد.
ماده ی 693 قانون مجازات اسلامی در خصوص دیه ی از بین بردن بویایی میگوید : از بین بردن کامل بویایی، موجب دیه کامل است و از بین بردن قسمتی از آن، ارش دارد.
تبصره اگر در اثر جنایت، بویایی یکی از دوسوراخ بینی به طور کامل از بین برود نصف دیه کامل دارد.
ماده 694 قانون مجازات اسلامی : هرگاه در اثر بریدن یا از بین بردن بینی یا جنایت دیگری بویایی نیز از بین برود یا نقصان یابد هر جنایت، دیه یا ارش جداگانه دارد.
ماده 695 قانون مجازات اسلامی:از بین بردن حس چشایی و نقصان آن، موجب ارش است.
ماده696قانون مجازات اسلامی :در خصوص قطع زبان و از بین رفتن حس چشایی بیان میدارد که ، هرگاه با قطع تمام زبان، حس چشایی از بین برود، فقط دیه قطع زبان پرداخت می شود و اگر با قطع بخشی از زبان، چشایی از بین برود یا نقصان یابد، درصورتی که چشایی از بین رفته مربوط به همان قسمت زبان باشد، هرکدام از ارش چشایی و دیه زبان که بیشتر باشد، باید پرداخت شود و اگر چشایی از بین رفته مربوط به همان قسمت از زبان نباشد، ارش چشایی و دیه زبان جداگانه باید پرداخت شود مگر اینکه از دیه کامل بیشتر باشد که در این صورت فقط به میزان دیه کامل پرداخت می شود و اگر با جنایت بر غیر زبان، چشایی از بین برود یا نقصان پیدا کند، دیه یا ارش آن جنایت بر ارش چشایی افزوده می گردد.
ماده 697 قانون مجازات اسلامی: در ارتباط با از بین بردن صوت بیان میکند که : از بین بردن صوت به طور کامل به گونه ای که شخص نتواند صدایش را آشکار کند، دیه کامل دارد گرچه بتواند با اخفات و آهسته صدایش را برساند.
ماده 698 قانون مجازات اسلامی : در ارتباط با از بین بردن گویایی بیان میکند که : از بین بردن گویایی به طور کامل و بدون قطع زبان، دیه کامل و از بین بردن قدرت ادای برخی از حروف به همان نسبت دیه دارد.
تبصره ـ شخصی که دارای لکنت زبان است و یا به کندی یا تندی سخن میگوید یا برخی از حروف را نمی تواند تلفظ کند، گویا محسوب می شود و دیه از بین بردن ادای هر حرف با توجه به تعداد حروف زبان تکلم مجنیٌ علیه تعیین می شود. مانند اینکه از بین بردن قدرت ادای یک حرف شخص فارسی زبان، یک سی ودوم دیه کامل است.
ماده699 قانون مجازات اسلامی : جنایتی که موجب پیدایش عیبی در گفتار یا ادای حروف گردد و یا عیب موجود در آن را تشدید کند، موجب ارش است.
ماده 700 قانون مجازات اسلامی :جنایتی که باعث شود مجنیٌ علیه حرفی را به جای حرف دیگر اداء نماید، مانند آنکه به جای حرف ل ، حرف ر تلفظ نماید اگر عرفاً عیب تلقی شود، موجب ارش است.
ماده701 قانون مجازات اسلامی: جنایتی که موجب عیبی در صوت مانند کاهش طنین صدا، گرفتگی آن و یا صحبت کردن از طریق بینی شود، ارش دارد.
ماده 702 قانون مجازات اسلامی : از بین رفتن صوت بعضی از حروف، موجب ارش است.
ماده 703قانون مجازات اسلامی : درصورتی که جنایت، علاوه بر زوال صوت، موجب زوال نطق نیز گردد، دو دیه ثابت می شود.
ماده 704 قانون مجازات اسلامی : جنایتی که به طور دائم موجب سلس و ریزش ادرار گردد، دیه کامل دارد و جنایتی که موجب ریزش غیردائمی ادرار گردد، موجب ارش است.
ماده705 قانون مجازات اسلامی: جنایتی که موجب عدم ضبط دائم مدفوع یا ادرار شود، دیه کامل دارد.
ماده 706 قانون مجازات اسلامی: از بین بردن قدرت انزال یا تولید مثل مرد یا بارداری زن و یا از بین بردن لذت مقاربت زن یا مرد موجب ارش است
ماده 707 قانون مجازات اسلامی: از بین بردن کامل قدرت مقاربت، موجب دیه کامل است.
ماده 708 قانون مجازات اسلامی : از بین بردن یا نقص دائم یا موقت حواس یا منافع دیگر مانند لامسه، خواب و عادت ماهانه و نیز به وجود آوردن امراضی مانند لرزش، تشنگی، گرسنگی، ترس و غش، موجب ارش است.
ماده 711 قانون مجازات اسلامی :جائفه جراحتی است که با وارد کردن هر نوع وسیله و از هر جهت به درون بدن انسان اعم از شکم، سینه، پشت و پهلو ایجاد می شود و موجب یک سوم دیه کامل است. درصورتی که وسیله مزبور از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج گردد، دو جراحت جائفه محسوب می شود.
تبصره هرگاه در جائفه به اعضای درونی بدن آسیب برسد و یا از بین برود، علاوه بر دیه جائفه، دیه یا ارش آن نیز محاسبه می شود.
ماده 712 قانون مجازات اسلامی : هرگاه نیزه یا گلوله و مانند آن علاوه بر ایجاد جراحت موضحه یا هاشمه و یا منقله به داخل بدن مانند حلق و گلو یا سینه فرو رود، دو جراحت محسوب و علاوه بر دیه موضحه یا هاشمه و منقله، دیه جراحت جائفه نیز ثابت می شود.
ماده 713 قانون مجازات اسلامی بیان میدارد که : نافذه جراحتی است که با فرو رفتن وسیله ای مانند نیزه یا گلوله در دست یا پا ایجاد می شود دیه آن در مرد یکدهم دیه کامل است و در زن ارش ثابت می شود.
تبصره ۱ حکم مذکور در این ماده نسبت به اعضائی است که دیه آن عضو بیشتر از یکدهم دیه کامل باشد، در عضوی که دیه آن مساوی یا کمتر از یکدهم دیه کامل باشد، ارش ثابت است مانند اینکه گلوله در بند انگشت فرو رود.
تبصره ۲ هرگاه شیئی که جراحت نافذه را بهوجود آورده است از طرف دیگر خارج گردد، دو جراحت نافذه محسوب می شود..
ماده 714 قانون مجازات اسلامی: دیه صدماتی که موجب تغییر رنگ پوست می شود، به شرح ذیل است:
الف- سیاه شدن پوست صورت، شش هزارم، کبود شدن آن، سه هزارم و سرخ شدن آن، یک ونیم هزارم دیه کامل.
ب- تغییر رنگ پوست سایر اعضاء، حسب مورد نصف مقادیر مذکور در بند(الف).
تبصره ۱- در حکم مذکور فرقی بین اینکه عضو دارای دیه مقدر باشد یا نباشد، نیست. همچنین فرقی بین تغییر رنگ تمام یا قسمتی از عضو و نیز بقاء یا زوال اثر آن نمی باشد.
تبصره ۲- در تغییر رنگ پوست سر، ارش ثابت است.
ماده 715 قانون مجازات اسلامی در خصوص صدماتی که موجب تورم بدن سر یا صورت شود بیان میدارد که : صدمه ای که موجب تورم بدن، سر یا صورت گردد، ارش دارد و چنانچه علاوه بر تورم موجب تغییر رنگ پوست نیز گردد، حسب مورد دیه و ارش تغییر رنگ به آن افزوده می شود.
ماده 716 قانون مجازات اسلامی در خصوص دیه ی سقط جنین بیان میدارد که:
الف- نطفه ای که در رحم مستقر شده است، دوصدم دیه کامل
ب- علقه که در آن جنین به صورت خون بسته در می آید، چهارصدم دیه کامل
پ- مضغه که در آن جنین به صورت توده گوشتی در میآید، ششصدم دیه کامل
ت- عظام که در آن جنین به صورت استخوان درآمده لکن هنوز گوشت روییده نشده است، هشتصدم دیه کامل
ث- جنینی که گوشت و استخوانبندی آن تمام شده ولی روح در آن دمیده نشده است یک دهم دیه کامل
ج- دیه جنینی که روح در آن دمیده شده است اگر پسر باشد، دیه کامل و اگر دختر باشد نصف آن و اگر مشتبه باشد، سه چهارم دیه کامل.
ماده 717 قانون مجازات اسلامی در خصوص جنایت وارد بر مادر و سقط شدن جنین در اثر آن بیان میدارد که: هرگاه در اثر جنایت وارد بر مادر، جنین از بین برود، علاوه بر دیه یا ارش جنایت بر مادر، دیه جنین نیز در هر مرحلهای از رشد که باشد پرداخت می شود.
ماده 718قانون مجازات اسلامی : هرگاه زنی جنین خود را، در هر مرحله ای که باشد، به عمد، شبه عمد یا خطاء از بین ببرد، دیه جنین، حسب مورد توسط مرتکب یا عاقله او پرداخت می شود.
تبصره هرگاه جنینی که بقای آن برای مادر خطر جانی دارد به منظور حفظ نفس مادر سقط شود، دیه ثابت نمی شود
ماده 719 قانون مجازات اسلامی :این ماده در خصوص سقط چند جنین که همگی در یک رحم باشند بیان میدارد که: هرگاه چند جنین در یک رحم باشند سقط هریک از آنها، دیه جداگانه دارد.
ماده 720 قانون مجازات اسلامی :دیه اعضاء و دیگر صدمات وارد بر جنین در مرحلهای که استخوان بندی آن کامل شده ولی روح در آن دمیده نشده است به نسبت دیه جنین در این مرحله محاسبه می گردد و بعد از دمیده شدن روح، حسب جنسیت جنین، دیه محاسبه می شود و چنانچه بر اثر همان جنایت جنین از بین برود، فقط دیه جنین پرداخت می شود.
ماده 721 قانون مجازات اسلامی : هرگاه در اثر جنایت و یا صدمه، چیزی از زن سقط شود که به تشخیص کارشناس مورد وثوق، منشأ انسان بودن آن ثابت نگردد، دیه و ارش ندارد لکن اگر در اثر آن، صدمه ای بر مادر وارد گردد، حسب مورد دیه یا ارش تعیین می شود.
ماده 722 قانون مجازات اسلامی در خصوص جنایت بر میت بیان میدارد که : دیه جنایت بر میت، یک دهم دیه کامل انسان زنده است مانند جداکردن سر از بدن میت که یک دهم دیه و جدا کردن یک دست، یک بیستم دیه و هر دو دست، یک دهم دیه و یک انگشت، یکصدم دیه کامل دارد. دیه جراحات وارده به سروصورت و سایر اعضاء و جوارح میت به همین نسبت محاسبه می شود.
تبصره دیه جنایت بر میت به ارث نمیرسد بلکه متعلق به خود میت است که درصورت مدیون بودن وی و عدم کفایت ترکه، صرف پرداخت بدهی او می گردد و درغیر این صورت برای او در امور خیر صرف می شود
ماده 723 قانون مجازات اسلامی: هرگاه آسیب وارده بر میت، دیه مقدر نداشته باشد، یک دهم ارش چنین جنایتی نسبت به انسان زنده محاسبه و پرداخت می گردد
ماده 724 قانون مجازات اسلامی : چنانچه اعضای بدن میت با توجه به وصیت خود او قطع و به دیگری پیوند زده شود ،مطابق با این ماده ،دیه ندارد.
ماده 725 قانون مجازات اسلامی : دیه جنایت بر میت حالّ است مگر اینکه مرتکب نتواند فوراً آن را پرداخت کند که در این صورت به او مهلت مناسب داده می شود
ماده 726 قانون مجازات اسلامی : دیه جنایت بر میت خواه عمدی باشد یا خطائی توسط خود مرتکب پرداخت می شود
ماده 727قانون مجازات اسلامی : هرگاه شخصی به طور عمدی، جنایتی بر میت وارد سازد یا وی را هتک نماید، علاوه بر پرداخت دیه یا ارش جنایت، به سی و یک تا هفتاد و چهارضربه شلاق تعزیری درجه شش محکوم می شود.
مهلت پرداخت دیه از زمان وقوع جنایت به ترتیب زیر است؛ مگر آنکه طرفین دعوا به نحو دیگری با هم تراضی کرده باشند که در این صورت بر مبنای توافق طرفین اقدام می شود؛ و پرداخت هریک از انواع دیه بر مبنای قیمت زمان پرداخت محاسبه می شود.
نکته ی قابل توجه آن است که هرگاه پرداخت کننده ی دیه در بین مهلت های مقرر نسبت به پرداختِ تمام یا قسمتی از دیه اقدام کند، دریافت کننده مکلف به قبول آن است.
همانطور که در مباحث مطروحه در بالا بیان گردید دیه ی قسمتهای مختلف با هم متفاوتند به طور مثال میزان دیه برای کبودی با دیه بخیه صورت با دیه هر بخیه دست متفاوت است. یکی از سوالات متداولی که مطرح میشود در خصوص اینکه دامیه چند درصد دیه است ،میباشد. جراحت دامیه چنانچه بر روی سر یا صورت ایجاد شود دیه ی آن دو صدم دیه ی کامل یا دو دصد دیه ی کامل خواهد بود.
سلام روزتون بخیر... طبق ماده 548 قانون مجازات اسلامی ،در اعضاء و منافع، مقدار ارش يك جنايت، بيش از ديه مقدر براي آن عضو يا منفعت نيست و چنانچه به سبب آن جنايت، منفعت يا عضو ديگري از بين رود يا عيبي در آنها ايجاد شود، براي هر آسيب ديه جداگانه اي تعيين ميگردد.
همانطور که در متن ماده مذکورملاحظه میکنید میزان ارش یک عضو از دیه ی مقدر آن عضو نباید بیشتر باشه. بستگی به خسارات وارد شده به بدن داره و ممکنه اسیبها به حدی شدید باشه و چندین عضو رو در بر بگیره و جمع ارش تعلق گرفته به اعضای مختلف از میزان دیه ی نفس بیشتربشه.مثلا میزان دیه ی نفس در ماه های عادی در سال 98،  270 میلیون تومان اعلام شده حال ممکنه طی یک تصادف فردی از بین نره ولی اعضایی از بدن وی مثل حالت سالم نشه و معیوب بمونه و به همه ی این اعضا طبق نظر کارشناس ارش تعلق بگیره دراین صورت ممکنه مجموع ارش تعلق گرفته به فرد اسیب دیده بیشتر از دیه ی نفس یعنی بیشتر از 270 میلیون تومان بشه.
سلام دیه شکستگی استخوان ران در صورت التیام مطلوب 8 درصد و در صورت التیام معیوب 10 درصد دیه کامل میباشد.شما میتونید درخواست  تجدید نظر بدین
 
 
سلام... براساس قانون اگر خون دماغ بشه جراحت محاسبه میشه وارش آن پرداخت میشه و اگر ارش نداشته باشه که ظاهرا نداره براساس کبود یا سرخ شدن یا سیاه شدن محل می تواند دیه محاسبه بشه از یک شش هزار به پایین و اگر غیر از این باشد برای ضارب مجازت درجه هفت وهشت  تعزیرات و علاوه برآن بنابر محل درگیری مجازات تعیین می شود
باسلام...چنانچه در صورت باشد ۲درصد و اگر در اعضا بدن باشد به نسبت دیه همان عضو است ویا یک درصد دیه ی کامل میباشد.
سلام روزتون بخیر...محاسبه دیه بر اساس مبلغ دیه&zwnj ای است که توسط قوه قضاییه به صورت سالانه اعلام می&zwnjگردد. به همین جهت پزشکی قانونی با اعلام میزان صدمات وارده به فرد و اعلام آن به دادگاه، مسیر محاسبه دیه را هموار کرده و دادگاه نیز بر اساس گواهی پزشکی قانونی مبلغ دیه را اعلام می&zwnjکند.مبلغ اعلام شده توسط قوه ی قضاییه به این صورت تعیین میشود که، طبق قانون مجازات اسلامی مبلغ دیه کامل یک انسان برابر است با نرخ به روز ۱۰۰ شتر سالم می باشد. با این حال امروزه این مبلغ بر اساس معیار های جامعه امروز تعیین می گردد.بنابراین بطور کلی دیه ی کامل یک انسان و اعضای بدن هر ساله توسط قوه قضاییه تعیین می&zwnjشود.
سلام ...مطابق ماده 714 قانون مجازات اسلامی ،دیه ی کبودی صورت سه هزارم دیه ی کامل و  به صورت زیر میباشد:
دیه صدماتی که موجب تغییر رنگ پوست می&zwnjشود، به شرح ذیل است:
الف- سیاه شدن پوست صورت، شش هزارم، کبود شدن آن، سه هزارم و سرخ شدن آن، یک ونیم هزارم دیه کامل
ب- تغییر رنگ پوست سایر اعضاء، حسب مورد نصف مقادیر مذکور در بند (الف)
تبصره ۱- در حکم مذکور فرقی بین اینکه عضو دارای دیه مقدر باشد یا نباشد، نیست. همچنین فرقی بین تغییر رنگ تمام یا قسمتی از عضو و نیز بقاء یا زوال اثر آن نمی&zwnjباشد.
تبصره ۲- در تغییر رنگ پوست سر، ارش ثابت است.
با سلام. میزان دیه با توجه به عمق جراحت تعیین میشه نه تعداد بخیه و یا&hellip . و ملاک هم فقط گواهی پزشکی قانونی هست.لطفا در صورت اخد گواهی پزشکی قانونی, نظر پزشکی قانونی رو بفرمایین تا مشاوران ما براتون محاسبه کنن.
مطابق ماده 709 قانون مجازات اسلامی ،دو صدم دیه ی کامل میباشد.یعنی طبق دیه ی سال 98 ،حدود 5 میلیون و 400 هزار تومان میباشد.
سلام ممنون از اظهار لطفتون ....
در خصوص پاسخ پرسشتون لازم به ذکر است که کارشناسی پزشکی قانونی میتواند هم توسط پزشکان مستقل و هم توسط پزشکان در استخدام سازمان پزشکی قانونی انجام شود و برای قاضی پرونده منع ارجاع به پزشکان مستقل یا اجبار قضایی رجوع به سازمان پزشکی قانونی وپزشکان مستخدم آن وجود ندارد ولی الزام اداری آنها را هدایت به ارجاع به پزشکی قانونی میکند.
پزشک قانونی در تنظیم نظریه خود همانند هر گزارش علمی باید ابتدا مشاهدات خود را( مستقیم یا غیرمستقیم )بر اساس مستندات و مدارک پزشکی
تشریح نموده و سپس تشخیص خود را (در این جا تطبیق با قانون دیات) و در
نهایت پیشنهادها را برای راهنمایی مرجع قضایی رسیدگی کننده (در صورت
داشتن پیشنهاد)ارایه نماید.توصیف آسیب باید مبتنی بر واقعیات معین و مسجل باشد یعنی یا خود فرد
معاین دیده باشد (با معاینه کلینیکی یا روشهای پاراکلینیکی) و اگر بر اساس سوابق بالینی و پرونده بیمارستانی نظر میدهد حتماً مستند خود را قید نماید وارجاع بدهد. اگر نظر کارشناس با اوضاع و احوال محقق و معلوم مورد کارشناسی مطابقت نداشته باشد دادگاه به آن ترتیب اثر نخواهد داد.
سلام ... محاسبه ی میزان دیه با کارشناس مخصوص به آن میباشد .
سلام محاسبه ی میزان دقیق دیه توسط کارشناس پزشکی قانونی انجام میشود چرا که به عوامل مختلفی بستگی دارد 
سلام...چون دیه ی جراحت هاشمه در شرع معین شده و معادل ده درصد دیه ی کامل یا همان ده شتر است و همان میزان به شما تعلق میگیرد 
قربان شما ممنونم از اظهار لطفتون 
دوست عزیز کدوم شماره رو منظورتونه 
سلام روزتون بخیر ....شما میتونید برای تداخل در جنایت شکایت کنید یعنی به نظریه ی پزشکی قانونی اعتراض کنید.اما صددرصد پزشکی قانونی نظریه تکمیل بعد از مدتی میده یعنی در قرار صادره از سوی پزشکی قانونی این رو گفته اما به هر صورت اگر نظریه پزشکی اینو محاسبه نکرده باید به نظریه پزشکی قانونی اعتراض بزنید.
بطور کلی هربخیه یک دیه محسوب میشه و جراحت منجر به بخیه اگه از نوع دامیه باشه در سر و صورت دو درصد دیه و در بدن یک درصد دیه ی کامل هست. نکته مهم اینکه دیه بخیه براساس میزان عمق و خراشیدن پوست مشخص میشه یعنی باید بدونیم حارصه است یا غیره یعنی اگر یک خراش حارصه در دو نقطه بدن باشد می شود دو دیه براساس مقدار آن یعنی اگر حارصه باشد یک صدم دیه که در ماده 709 قانون مجازات اسلامی به خوبی آمده است .پس بخیه به تعداد آن در چندموضع محاسبه می شود.باز لازم به ذکره که اگر بخیه در دست باشه مثلا ازنظر پزشکی ده تا بخیه باشه چون یک موضع است وبا یک ضرب ایجاد شده ده دیه محاسبه نمیشه بلکه براساس عمق و پارگی آن محاسبه میشه و دیه را مشخص می کند پس 2 درصد ویک درصد را براساس نوع آسیب مشخص می کند .یعنی وقتی جای بیش از سه بخیه خورد باشه پس دامیه است یعنی وارد گوشت شده و دیه آن مشخص می باشد
سلام ...میزان دیه را کارشناس پزشکی قانونی با توجه به میزان جراحات و صدمات اعلام مینماید .
نظرات کاربران