فهرست
خانواده | حقوقی | اهلیت

آیا با مفهوم اهلیت آشنایی دارید؟

اهلیت عبارتست از توانایی قانونی شخص برای دارا شدن یا اجرای حق،توانایی قانونی برای دارا شدن حق،اهلیت تمتع و توانایی قانونی برای اجرای حق اهلیت استیفاء نامیده می شود. همه ی انسانها (اشخاص حقیقی) دارای اهلیت تمتع میباشند و همین که انسان پا به عرصه ی وجود نهاد دارای اهلیت تمتع میشود.اما همه ی افراد نمیتوانند دارای اهلیت استیفا باشند.

معنای لغوی اهلیت:

اهلیت در لغت به معنای سزاوار بودن ،لیاقت،شرافت،شایستگی ،لیاقت ،قابلیت از لحاظ لغوی و فقهی اهلیت در مقابل حجر قرار می گیرد. در لغتنامه دهخدا اهلیت ،استحقاق و اشتیاق آمده است .

تعریف اصطلاحی اهلیت:

اهلیت به طور مطلق عبارتست از توانایی قانونی شخص برای دارا شدن یا اجرای حق،توانایی قانونی برای دارا شدن حق،اهلیت تمتع و توانایی قانونی برای اجرای حق اهلیت استیفاء نامیده می شود.

همه ی انسانها (اشخاص حقیقی) دارای اهلیت تمتع میباشند و همین که انسان پا به عرصه ی وجود نهاد دارای اهلیت تمتع میشود.

از آنجا که برای صحت هر معامله شرایطی لازم است که متعاملین یا طرفین قرارداد می بایست آنها را دارا بوده تا عقد یا قرارداد بر بنیان قانونی شکل گرفته و استحکام لازم را داشته باشد بر همین اساس قانونگذار در ماده ۱۹۰ قانون مدنی در چهار بند شرایط اساسی صحت معامله را برشمرد و در بند ۲ ماده ی فوق الاشعار اهلیت طرفین معامله را یکی از شرایط اساسی مذکور قلمداد نمود.

بطوریکه اگر طرفین معامله اهلیت لازم را برای معامله نداشته باشند معامله صورت گرفته باطل و یا در مواردی غیر نافذ خواهد بود.

اهلیت اعمال حق یکی از شروط اساسی هر معامله میباشد و چنانچه فردی اهلیت استیفا یا اجرای حق نداشته باشد ،معامله ی او و معامله ی با او صحیح و کامل نیست.

اصولاً هر شخص می تواند صاحب حق باشد و با توجه به از میان رفتن بردگی،نداشتن اهلیت تمتع جنبه استثنائی دارد و محدود به موارد مشخص شده در قانون است.

اما برخی از اشخاص با وجود آنکه می توانند طرف حق وارد شوند اما از اعمال آن حق محروم شده اند. نداشتن اهلیت استیفا حَجر و کسی که فاقد این اهلیت است محجور نامیده میشود.

محدوده افراد فاقد این حق در نظام های قضائی مختلف متفاوت است اما معمولاً مجنونین و دیوانگان، سفها و کم خردان و کودکان قبل از رسیدن به سن قانونی از اهلیت برای اعمال بخشی یا تمامی حقوق خود برخوردار نیستند.

انواع اهلیت در حقوق ایران:

اهلیت در حقوق ایران دو نوع است:

1.اهلیت تمتع

2.اهلیت استیفا

معاملات تجاری عبارت است از معامله ای که به قصد انتفاع انجام گیرد حال این معاملات خود به دو دسته اصلی معاملات تجاری ذاتی و معاملات تجاری تبعی تقسیم میشوند.برای اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.

آیا با مفهوم اهلیت آشنایی دارید؟


اهلیت تمتع:

اهلیت تمتع:

الف:معنای لغوی

تمتع اسم مصدر است و در لغت به معنی برخورداری گرفتن آمده است.
دکتر محمد جعفر لنگرودی در کتاب مسبوط در ترمینولوژی حقوق با استناد به آیه 196 سوره آل عمران آورده چون زائر کعبه در ماه حج پس از فراغ از آداب عمره از حال احرام بیرون شده و ترک حرام بر او حلال می شود از آنها بهروری می گردد.

ب:معنای اصطلاحی

اصولا هر شخصی دارای اهلیت تمتع است و می تواند صاحب حق باشد حتی صغار و مجانین می توانند طرف حق واقع گردند مثلا صغیر یا مجنون می تواند مالک یا طلبکار باشد.

چنانکه قانونگذار در ماده ی 956 قانون مدنی می گوید اهلیت برای دارا بودن حقوق با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام می شود از طرفی ماده 958 قانون مدنی نیز اضافه می نماید :

هر انسان، متمتع از حقوق مدنی خواهد بود لیکن هیچ کس نمی تواند حقوق خود را اجرا کند مگر این که برای این امر اهلیت قانونی داشته باشد.


بنابراین مبنای حقوقی اهلیت تمتع ، انسان بوده است همین که انسان پا به عرصه زندگی گذاشت توانایی دارا شدن حقوق را کسب می کند به همین خاطر است که اهلیت تمتع یا برخورداری از حقوق و آزادیهای مدنی با تولد انسان شروع و با مرگ او خاتمه پیدا می کند حتی حمل نیز از حقوق مدنی برخوردار می گردد به شرط اینکه زنده متولد شود.
چنانچه قانونگذار در ماده 957 قانون مدنی می گوید حمل از حقوق مدنی متمتع می گردد مشروط به اینکه زنده متولد شود.
آقای دکتر کاتوزیان اصطلاح اهلیت تملک را در برابر اهلیت تمتع پیشنهاد می نماید و در استدلالی که به کار برده می گوید.
درست است که در قانون مدنی اصطلاح تمتع از حق بطور معمول با بکار گرفتن و اجرای آن همراه است این کلمه صلاحیت اعمال حق را نیز در بر می گیرد و با معنی مورد نظر تناسب ندارد.

به همین جهت اهلیت تملک که در عرف قانونی معنی روشن تری دارد پیشنهاد شده است وانگهی این نکته را بایستی یاد آور شد که اهلیت تنها برای دارا شدن حق بکار می رود ، صلاحیت داشتن تکلیف و توانایی (( متعهد شدن )) نیز در آن مطرح است و کلمه تمتع با تعهد و التزام به کلی بیگانه است در حالیکه تملک اگر به معنی دارا شدن بکار رود می تواند درباره تعهد و تکلیف نیز مورد استفاده قرار می گیرد.
و اما باید گفت واژه ی اهلیت تملک بجای اهلیت تمتع هیچ گونه تناسبی ندارد چرا که تملک با اراده حاصل می شود اما اهلیت تمتع یا دارا شدن حق بطور غیر ارادی و قهری یعنی با تولد برای انسان حاصل می شود و اراده انسان نقشی در حصول آن ندارد.

آیا با مفهوم اهلیت آشنایی دارید؟-بخش دوم

اهلیت استیفا:

اهلیت استیفا:

الف:تعریف لغوی استیفا

استیفاء در لغت عبارت است از تمام باز ستاندن ،تمام چیزی را خواستن ، استیفاء استفاده کردن از کار یا مال دیگری با رضای او می باشد که در قانون مدنی بعنوان یکی از اسباب ضمان قهری آمده است.

ب:تعریف اصطلاحی

اهلیت استیفاء یا اهلیت بهره وری از حق در برابر اهلیت تمتع یا اهلیت دارا شدن حق آمده و بمعنای اعمال حقوقی است که یک شخص دارا است.

اهلیت استیفاء یا قدرت اعمال حق، قابلیتی است برای آنکه شخصی بتواند حق خود را استیفاء نماید ، چنانکه بتواند در اموال و حقوق خود تصرف نماید و یکی از معاملات و عقود را منعقد سازد.


برای آنکه انسان بتواند حق خود را استیفاء نماید داشتن حق تمتع کافی نمی باشد این است که قانون مدنی در قسمت اخیر ماده 958 می گوید ....هیچ کس نمی تواند حقوق خود را اجرا کند مگر اینکه برای این امر اهلیت قانونی داشته باشد.

شرایط اهلیت استیفا:

باید گفت هرجا که قانون از اهلیت به طور مطلق نامبرده منظور اهلیت استیفاء است مگر اینکه قرینه ای برخلاف آن وجود داشته باشد طبق ماده 210 قانون مدنی برای اینکه معامله معتبر باشد طرفین آن باید دارای اهلیت باشند که منظور از آن اهلیت استیفاء است.

از طرفی قانون گذار در ماده 211 قانون فوق الاشعار در مورد اهلیت طرفین معامله می گوید : برای اینکه متعاملین اهل محسوب شوند باید بالغ و عاقل و رشید باشند.

اهلیت در معاملات محجورین:

همه اشخاص اصولا دارای اهلیت تمتع هستند یعنی می توانند دارای حق باشند ولی ممکن است اهلیت استیفاء یعنی توانایی اجرای حق را نداشته باشند ، اشخاصی که اهلیت استیفاء ندارند محجور نامیده می شوند که بر همین اساس قانونگذار در خصوص معاملات محجورین در ماده 213 قانون مدنی مقرر داشته معامله محجورین نافذ نیست اما راجع به اینکه محجورین شامل چه کسانی خواهد شد در ماده 1207 قانون مذکور آنها را بر شمرده است.
براساس مفاد ماده 1207 قانون مدنی محجورین شامل سه دسته صغار ، اشخاص غیر رشید و مجانین می باشند.

آیا با مفهوم اهلیت آشنایی دارید؟-بخش سوم

محجورین چند دسته اند؟

محجورین چند دسته اند؟

براساس مفاد ماده 1207 قانون مدنی محجورین شامل سه دسته صغار ، اشخاص غیر رشید و مجانین می باشند.

این ماده بیان میدارد که :

اشخاص ذیل محجور و از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع هستند:

1.صغار؛

2.اشخاص غیررشید؛

3.مجانین

1.صغار(غیر بالغ):

سن بلوغ در ایران برای پسران ۱۵ سال تمام قمری و برای دختران ۹ سال تمام قمری است، بنابراین پسر تا قبل از سن ۱۵ سالگی و دختر تا قبل از ۹ سالگی بالغ محسوب نمی شود.

خالی از لطف نیست که بدانید صغار به دو دسته ی صغیرِ ممیز و غیرممیز تقسیم بندی می شوند. صغیر ممیز خوب و بد را از هم تشخیص می دهد و قوه ی درک و تشخیص دارد اما صغیر غیرممیز فاقد قوه ی تشخیص است و اساسا نمی تواند نفع و ضرر را از هم تشخیص بدهد، اما در قانون ایران ضابطه ی خاصی برای تشخیص این دو گروه بیان نشده است.


2.غیر رشید:

واژه ی غیر رشید مترادف با سفیه است و سفیه کسی است که در امور مالی، محجور تلقی می شود، بنابراین رشد اشخاص فقط در زمینه ی مسائل مالی مورد توجه قانون گذار ایران است. و ضابطه ی خاصی ندارد، اما معمولا در رویه ی قضایی گفته می شود که سن رشد ۱۸ سالگی است. مگر اینکه در همین سن نیز دادگاه عدم رشد شخص را احراز نموده و مورد حکم خود قرار دهد.

بنابراین محجور به اشخاصی اطلاق می شود که مجنون، غیر بالغ و غیر رشید باشند و در واقع توانایی تشخیص ضرر و زیان را نداشته باشند و اصطلاحا به علت کم بودن سن آنها، یا اختلال در ذهن آنها قانون گذار به جهت حمایت از آنها حق دخالت مستقیم در اموال شان را از آنها سلب کرده و در اختیار نماینده ی قانونی آنها قرار داده است.

3.مجانین(اعم از مجنون ادواری یا دائمی):

منظور از مجنون کسی است که توان تشخیص ضرر و زیان را ندارد و نمی تواند تشخیص بدهد که چه چیزی به مصلحت اوست و برای او مفید فایده است و به بیان دیگر قوه ی درک و تشخیص ندارد. مجنون ادواری شخصی است که به طور دوره ای دچار جنون می شود مثلا ممکن است ۳ ماه دچار جنون شود و بعد از ۳ ماه برای مدت طولانی در وضعیت معمولی و نرمال قرار بگیرد و بعد از یک بازه ی زمانی مجددا در حالت جنون قرار گیرد. اما مجنون دائمی شخصی است که همیشه و دائما در وضعیت نابسامان عقلی قرار دارد و کارهایی خارج از اراده انجام می دهد.

آیا با مفهوم اهلیت آشنایی دارید؟-بخش چهارم

آیا اهلیت تمتع و اهلیت استیفا لازم و ملزوم یکدیگرند؟

آیا اهلیت تمتع و اهلیت استیفا لازم و ملزوم یکدیگرند؟

همه ی انسانهای زنده دارای اهلیت تمتع هستند. داشتن اهلیت تمتع ملازمه ای با داشتن اهلیت استیفا ندارد. یعنی لزوما نیاز نیست که شخصِ دارای اهلیت تمتع، اهلیت استیفا (اهلیت اعمال و اجرای حق) هم داشته باشد. به بیان بهتر، ممکن است شخص بتواند مالک یک حق باشد اما نتواند شخصا و بدون دخالت دیگری (از جمله ولی یا قیمِ خود) حق خود را اجرا و اعمال نماید.

برای نمونه می توان گفت امروزه بسیاری از والدین اقدام به خرید ماشینی به نام اولادِ صغیر خود می کنند، درست است که طبق قانون اولاد آنها مالک ماشین شناخته می شود اما حق فروختن یا اجاره دادن ماشین را بدون دخالت نماینده ی قانونی خود ندارند. یعنی حق مالکیت دارند اما نمی توانند حق خود را اعمال کنند، چون اهلیت استیفا ندارند.


مبنای اهلیت:

مبنای حقوقی اهلیت تمتع، انسان بودن است، همین که انسان کامل شد و پا به عرصه زندگی گذاشت، توانایی دارا شدن حقوق را کسب می کند.

ماده 956 قانون مدنی در این خصوص بیان میدارد که :

اهلیت برای دارا بودن حقوق با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام می شود .

ولی مبنای اهلیت استیفا، داشتن قوه تمیز و درک است. چرا که انسان برای معاملات و اعمال حقوقی خویش، نیاز به ارادۀ انشایی دارد و این ارادۀ انشایی فقط در اشخاص دارای تمیز موجود است.

امری بودن قواعد مربوط به اهلیت:

از آنجا که قواعد مربوط به اهلیت با مصلحت جامعه ارتباط دارند و دارای اهمیت خاص هستند، این قواعد از قواعد آمره و مربوط به نظم عمومی محسوب می شوند بنابراین نمی توان بر خلاف این قواعد توافق کرد.

آیا با مفهوم اهلیت آشنایی دارید؟-بخش پنجم




نظرات کاربران


درباره ما تماس با ما همکاری با ما
logo-samandehi